تبليغاتX
< ** **baran درد دل
خاطرات روزانه
دنیای بعضی آدما خیلی کوچیکه

دنیای ما که تو ذهنشون هیچ وقت جا نمی شه

یا باید دنیاتو اندازه اونا بکنی یا فقط یه تیکه از دنیاتو به اونا نشون بدی

ولی خدا جون واسه منی که دنیام همیشه باز بوده چه طور ممکنه تنها تکه ای از اون رو برای دیگران رو کنم خدا جون کلافم از دستشون کلافه و داغونم همیشه فکر می کردم همه آدمای دنیا شبیه آدمای دنیای منن اما حالا می بینم .....

بهم صبر بده فقط همین




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:14
توسط ..:: ناشناس ::..

این منم یه دختر با احساسات لطیف زنانه با احساساتی که نمی شه مهارشون کنم منم با یه دنیا پیچیدگی و راز این منم که می خوام توی دنیای مردونه باشم مثل اونا رفتار کنم تا بزارن اون تو بمونم تا پاسم ندن تو پسدوی خونه که بخوام ظرف بشورم یا فقط یه موجود فراموش شده باشم این منم با همه ی آرزوهام که می خوام خودم تنهایی به اونا جامه ی عمل بپوشونم این منم با همه غرور و استواریم این منم که خودم رو تو دنیای بزرگ آدما جا دادم و به همه گفتم که به من به چشم یک موجود ضعیف نگاه نکنید من از عهده خودم و مسئولیت هام برمیام بدون حمایت شما بدون کمک کسی که به من به چشم حقارت نگاه کنه و بخواد حامی من باشه و به خودش بباله که می تونه پشت و پناه من باشه این منم که با دنیای استبداد مردها جنگیدیم تا بهم بگن به وجودم احتیاج دارن تا بهم نگن که اونا هستن که منم می تونم زندگی کنم با همه غیرت ها و تعصب ها جنگیدم و حالا می خوام بگم از جنگیدن خستم و می خوام خودم رو به یک حامی بسپرم نه از روی ناتوانی نه از روی ناچاری که بخوام خودم رو به کسی وصل کنم که فکر کنن بدون اون نمی تونم زنده بمونم نه بلکه دیگه از جنگیدن با دلم خستم.

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 0:7
توسط ..:: ناشناس ::..