عزیزم سلام
از من که دلگیر نیستی
می دونم که خیلی این روزا وقتت رو گرفتم می دونم که خیلی مزاحمت شدم و باهات حرف زدم می دونم که همیشه سر غروب من دردسر همیشگی یه دم ول کنت نبودم.
اما خودت که می دونی چی کار دارم خودت که می دونی چه خبره
مهربون دلم می خواد بگم قول می دم تموم مهربونیاتو جبران کنم ولی راستشو بخوای روم نمی شه آخه می ترسم نتونم چون مهربونیای تو اینقدر زیاده که می ترسم نتونم جبرانش کنم
با صفا امروز خیلی باهام بودی می فهمیدم که چقدر قشنگ داری باهام قدم می زنی نگاه می کنی حرف می زنی و همه چیز رو کنار هم چیدی
فهمیدم که امروز رو واسه من چیده بودی
محبوب ترین خواهش می کنم این بار هم بچین هر اون چه رو که باید بچینی خواهش می کنم چون به چیدنت نیاز دارم
من آدم قدر نشناسی نیستم ولی خودت که خوب می دونی
اما اگه سفره قسمتت بازه منو هم یادت نره آخه دستم کوتاهه و به سفره نمی رسه!!!!!
